تبليغاتX
♥♥♥ زيباترين داستان هاي احساسي و عاشقانه ♥♥♥ زیباترین داستان هاي احساسي و عاشقانه


زیباترین داستان هاي احساسي و عاشقانه





درد و دل


آثار بجا مانده از يك عاشق


نويسنده


خواندني هاي جالب


فال عشق


دوستان


داستان هاي احساسي


بنر دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :


نظر سنجي


كد جاوا :

و این آغاز انسان بود.

از بهشت که بیرون آمد،دارایی اش یک سیب بود.سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه،هبوط بود.                                  

فرشته گفتند:اما من به خودم ظلم کرده ام.زمین همه ظلم است و فساد. 

 انسان گفت:اما من به ودم ظلم کرده ام.زمین تاوان ظلم من است.اگر خداوند چنین می خواهد...

خداوند گفت:برو و آگاه باش جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند،از زمین می گذرد.زمینی آکنده از شر و خیر،آکنده از حق و باطل،از خطا و از صواب،و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد،تو باز خواهی گشت،و گر نه....

و فرشته ها همه گریستند.اما انسان نرفت.انسان نمی توانست برود.انسان بر درگاه بهشت وامانده بود.می ترسید و مردد بود.

و آن وقت خداوند چیزی به انسان داد.چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.انسان دستهایش را گشود و خدا به او اختیار داد.

خدا گفت:حال انتخاب کن.زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی.برو و بهترین را برگزین که بهشت،پاداش به گزیدن توست.عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد،تا تو بهترین را برگزینی.و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد،رنج و صبوری را.و این آغاز انسان بود....

 


نويسنده: مسافر تنها مورخ: چهارشنبه سی ام مرداد 1387 در ساعت: 15:53
|+|

مگه جهنم یخ بزنه که با تو ازدواج کنم...!!!!!!!!!
میگن جواب یک دانشجوی شیمی در دانشگاه واشینگتن به قدری جالب بوده که توسط پروفسورش در اینترنت پخش شده و دست به دست میگرده خوندنش سرگرم‌کننده است   
 
پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است یا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟ 
 
 
اکثر دانشجویان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بویل-ماریوت متوسل شده بودند که می‌گوید حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. یا به عبارت ساده‌تر در یک سیستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقیم دارند 
.  
 
اما یکی از آنها چنین نوشت 
 

اول باید بفهمیم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغییر می‌کند. برای این کار احتیاج به تعداد ارواحی داریم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشیم که یک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند 
.  
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر 

برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام ادیان رایج درجهان می‌کنیم. بعضی از این ادیان می‌گویند اگر کسی از پیروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جایی که بیشتر از یک مذهب چنین عقیده‌ای را ترویج می‌کند، و هیچکس به بیشتر از یک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند 
.  
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و میر مردم در جهان متوجه می‌شویم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بیشتر می‌شود. حالا می‌توانیم تغییر حجم در جهنم را بررسی کنیم: طبق قانون بویل-ماریوت باید تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزایش بیابد. اینجا دو موقعیت ممکن وجود دارد 
:  
 
۱ ) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود

۲ اگر جهنم سریعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج پایین خواهند آمد تا جهنم یخبزند
 .  
 
اما راه‌حل نهایی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا یافت که می‌گوید: «مگه جهنم یخ بزنه که با تو ازدواج کنم!» از آن جایی که تا امروز این افتخار نصیب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظریهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز یخ نخواهد زد و اگزوترم است .  
 
تنها جوابی که نمرهء کامل را دریافت کرد، همین بود. قلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب

 


نويسنده: مسافر تنها مورخ: چهارشنبه سی ام مرداد 1387 در ساعت: 15:52
|+|

شرایط تو از میلیاردها انسان روی زمین بهتر است...

  اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید:   به نکته‌هاى زیر توجه کنید:

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.     اگر تاکنون از آسیب‌هاى جنگ،    تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،     یا گرسنگى در امان بوده‌اید،  وضعیت شما از وضعیت 500 میلیون نفر در دنیا بهتر است.     اگر می‌توانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.    اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،   اگر کفش و لباس دارید،    اگر تختخواب و سرپناهى دارید،     در این صورت شما از ٧۵٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.   اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیب‌تان پول دارید،   شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.  اگر شما این نوشته را می‌خوانید، از سه خوشبختى بهره‌مند هستید:  1- یک کسى به فکر شما بوده است.  

 2- شما به 200 میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید. 

   3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند. 

به قول یکنفر:

طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،  طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌اید،   طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمی‌بیند،    طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمی‌شنود،  و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.

وهمیشه خدا را  شکر کنید...


نويسنده: مسافر تنها مورخ: چهارشنبه سی ام مرداد 1387 در ساعت: 15:51
|+|

حماسه‌های منظوم ملل و اقوام جهان

آسیا

ارمنستاندلاوران ساسون
اعرابعنتره بن شداد
اغوزهادده ‌قورقود
اندونزیکاکاوین رامایانا
اوستیاحماسه نَرت
ایران‌زمینشاهنامه
باشقیرستاناورال‌باتور
بلوچستانهانی و شیخ مرید
تامیلپنج حماسه بزرگ
تایلندراماکین
تبتحماسه شاه گِسار
ژاپنداستان هایکه
فیلیپینفلورانته و لورا
قرقیزستانمَناس
کامبوجرئامکر
گرجستانپلنگینه‌پوش
لائوسپرا لاک پرا لام
مالزیحکایت هانگ توآه
مغولستانژنگَر
میان‌رودانگیلگامش
میانماریاما زاتداو
هندوستانمهاباراتا، رامایانا
ویتنامداستان کیو

اروپا

اسپانیادن کیشوت
استونیکالویپوگ
اسکاتلندبروس
اسکاندیناویاِدای شاعرانه
آلبانیعود کوهستان
آلمانسرود نیبلونگ‌ها
انگلستانبئوولف
اوکراینداستان لشکر ایگور
ایتالیاکمدی الهی
ایرلندگاورانی کولی
پرتغاللوسیادها
رومانه‌اید
فرانسهسرود رولاند
فلاندرشیر فلاندر
فنلاندکالوالا
لتونیلاچپلسیس
لهستاناستاد تادئوس
لیتوانیفصول
مجارستانمخاطرات سیگِت
هلندرینارد روباه
یونان باستانایلیاد، اُدیسه

آفریقا

مالیسونجاتا
مصر باستانداستان سینوهه

آمریکا

آرژانتینمارتین فیرو
شیلیآروکانا


نويسنده: مسافر تنها مورخ: چهارشنبه سی ام مرداد 1387 در ساعت: 15:49
|+|

تو هم جزو اینها هستی ؟

تو هم جزو این ها هستی؟

 

 

بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،

بعضی‌ها شعرشان کهنه است، فکرشان نو،

بعضی‌ها شعرشان نو است، فکرشان کهنه،

بعضی‌ها یک عمر زندگی می‌کنند برای رسیدن به زندگی،

بعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشند.

بعضی‌ها حمال کتابند،

بعضی‌ها بقال کتابند،

بعضی‌ها انباردارکتابند،

بعضی‌ها کلکسیونر کتابند

بعضی‌ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کیفشان و بعضی به کارشان،

بعضی‌ها اصلا‏ قیمتی ندارند،

بعضی‌ها به درد آلبوم می‌خورند،

بعضی‌ها را باید قاب گرفت،

بعضی‌ها را باید بایگانی کرد،

بعضی‌ها را باید به آب انداخت،

بعضی‌ها هزار لایه دارند

بعضی‌ها ارزششان به حساب بانکی‌شان است،

بعضی‌ها همرنگ جماعت می‌شوند ولی همفکر جماعت نه،

بعضی‌ها را همیشه در بانک‌ها می‌بینی یا در بنگاه‌ها.

بعضی‌ها در حسرت پول همیشه مریضند،

بعضی‌ها برای حفظ پول همیشه بی‌خوابند،

بعضی‌ها برای دیدن پول همیشه می‌خوابند،

بعضی‌ها برای پول همه کاره می‌شوند.

بعضی‌ها نان نامشان را می‌خورند،

بعضی‌ها نان جوانیشان را میخورند،

بعضی‌ها نان موی سفیدشان را میخورند،

بعضی‌ها نان پدرانشان را میخورند،

بعضی‌ها نان خشک و خالی میخورند،

بعضی‌ها اصلا نان نمیخورند،

بعضی‌ها با گلها صحبت می‌کنند،

بعضی‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

بعضی ها صدای آب را ترجمه می‌کنند.

بعضی ها صدای ملائک را می‌شنوند.

بعضی ها صدای دل خود را هم نمی‌شنوند.

بعضی ها حتی زحمت فکرکردن را به خود نمی‌دهند.

بعضی ها در تلاشند که بی‌تفاوت باشند.

بعضی ها فکر می‌کنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست.

بعضی ها فکر میکنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.

بعضی ها برای سیگار کشیدنشان همه جا را ملک خصوصی خود می‌دانند.

بعضی ها فکر میکنند پول مغز می‌آورد و بی پولی بی مغزی.

بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر می‌کشند.

بعضی ها ابتذال را با روشنفکری اشتباه می‌گیرند.

بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها که نمی‌کشند.

بعضی ها یک درجه تند زندگی می‌کنند، بعضی‌ها یک درجه کند.

هیچکس بی‌درجه نیست.

بعضی ها حتی در تابستان هم سرما می‌خورند.

بعضی ها در تمام زندگی‌شان نقش بازی می‌کنند.

بعضی از آدمها فاصله پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ.

بعضی ها دنیایشان به اندازه یک محله است، بعضی به اندازه یک شهر،

بعضی به اندازه کرة زمین و بعضی به وسعت کل هستی.

بعضی ها به پز میگویند پرستیژ

بعضی ها خیلی جورهای مختلف هستند.
شما چطور؟ آیا شما هم از این بعضی ها هستید ؟؟؟


نويسنده: مسافر تنها مورخ: چهارشنبه سی ام مرداد 1387 در ساعت: 15:48
|+|

واقعیت هایی در مورد زنان و مردان

-1 برای بیشتر خانوم ها مهم ترین مسئله ،امنیت مالی است.

-2 با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون می رن و لباس های گرون قیمت می خرن.

-3 با این که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن.

-با این که می گن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس می پوشن.

-5 با این که همیشه قشنگ و شیک لباس می پوشن،ولی می گن لباس هام دیگه کهنه و درب و داغونه.

-6 با این که میگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولی  انتظار دارن که شما همیشه از تیپ شون تعریف کنید.

-7 با این که همیشه انتظار دارن ازتیپ شون تعریف کنید،ولی وقتی هم شما این کار رو می کنین ...حرف هاتونو باور نمی کنن.(می فهمن که داری مخ شونو می زنی)  

-1تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند

-2در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند،ولی در هر صورت وقت  واسه خانوم ها دارند.

-3در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو  به حساب نمی آرن.

-4در حالی که اون هارو به حساب نمی آرن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست.

-5در حالی که همیشه یکی تو دست و با لشون هست،ولی بازم شانس‌شون رو  روی تور کردن بقیه خانوم ها امتحان می کنن.

-6در حالی که شانس شونو روی بقیه خانوم ها امتحان می کنن،ولی دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه.

-7در حالی که دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه، ولی بازم درس عبرت نمی گیرن وهنوز هم می خوان شانس شون رو روی  بقیه خانوم ها امتحان کنند.(نمی دونن شانس فقط یک بار در خونهً آدمو میزنه)


نويسنده: مسافر تنها مورخ: چهارشنبه سی ام مرداد 1387 در ساعت: 15:45
|+|

آغاز یک زن

آغاز یک زن

 

می گویند
مرا آفریدند
از استخوان دنده چپ مردی
به نام آدم
حوایم نامیدند
یعنی زندگی
تا در کنار آدم
یعنی انسان
همراه و هصدا
باشم

می گویند
میوه سیب را من خوردم
شاید هم گندم را
و مرا به نزول انسان از بهشت
محکوم می نمایند

بعد از خوردن گندم
و یا شاید سیب
چشمان شان باز گردید
مرا دیدند
مرا در برگ ها پیچیدند
مرا پیچیدند در برگ ها
تا شاید
راه نجاتی را از معصیتم
پیدا کنند



نسل انسان زاده منست
من
حوا
فریب خوردۀ شیطان
و می گویند
که درد و زجر انسان هم
زاده منست
زاده حوا
که آنان را از عرش به خاکی دهر فرو افکند


شاید گناه من باشد
شاید هم از فرشته ای از نسل آتش
که صداقت و سادگی مرا
به بازی گرفت و فریبم داد
مثل همه که فریبم می دهند
اقرار می کنم
دلی پاک
معصومیت از تبار فرشتگان
و باوری ساده تر و صاف تر از اب های شفاف جوشنده یک چشمه دارم

با گذشت قرن ها
باز هم آمدم
ابراهیم زادۀ من بود
و اسماعیل پروردۀ من

گاهی در وجود زنی از تبار فرعونیان که موسی را در دامنش پرورید
گاهی مریم عمران، مادر بکر پیامبری که مسیح اش نامیدند
و گاه خدیجه، در رکاب مردی که محمد اش خواندند

فاطمه من بودم
زلیخای عزیز مصر و دلباخته یوسف هم
من بودم
زن لوط و زن ابولهب و زن نوح
ملکه سبا
من بودم و
فاطمه زهرا هم من

گاه بهشت را زیر پایم نهادند و
گاه ناقص العقل و نیمی از مرد خطابم نمودند
گاه سنگبارانم نمودند و
گاه به نامم سوگند یاد کرده، و در کنار تندیس مقدسم
اشک ریختند
گاه زندانیم کردند و
گاه با آزادی حضورم
جنگیدند و
گاه قربانی غرورم نمودند و
گاه بازیچه خواهشاتم کردند

اما حقیقت بودنم را
و نقش عمیق کنده کاری شده هستی ام را بر
برگ برگ روزگار
هرگز!
منکر نخواهند شد


من
مادر نسل انسان ام
من
حوایم، زلیخایم، فاطمه ام، خدیجه ام
مریمم
من
درست همانند رنگین کمان
رنگ های دارم روشن و تیره
و حوا مثل توست ای ادم
اختلاطی از خوب و بد
و خلقتی از خلاقی که مرا
درست همزمان با تو افرید
پس بیاموز تا سجده کنی
درست همانطور که فرشتگان در بهشت
بر من سجده کردند
بیاموز
که من
نه از پهلوی چپ ات
بلکه
استوار، رسا و همطراز
با تو
زاده شدم
بیاموز که من
مادر این دهرم و تو
مثل دیگران
زاده من! .

 


نويسنده: مسافر تنها مورخ: چهارشنبه سی ام مرداد 1387 در ساعت: 15:43
|+|


www.bahar-20.com 



♥♥♥ اميدوارم لحظات سرشار از عشق را در اين كلبه سپري كرده باشيد ♥♥♥